سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

ماجرای کمک امام زمان (عج) به زائر مدینه که در بین راه گم‌شده بود

حضرت صاحب الزمان (عج) با اینکه از نظر ما غایب هستند اما از احوال شیعیان آگاهند و آنان را از امدادهای خود بهره‌مند می‌سازند؛ در ادامه، داستان کمک امام زمان (عج) به زائر مدینه که در بین راه گم‌شده بود را بخوانید:

 هوا تاریک شده بود، همه‌ی افراد قافله نگران بودند. یکی گفت: «حالا چه کنیم؟ اگر از مدینه و مکه بازگشتیم، جواب زن و بچه‌اش را چه دهیم؟»، یکی دیگر گفت: ا«گر ما تند نمی‌رفتیم، سید احمد عقب نمی‌ماند»، دیگری گفت: «اگر سید گرفتار راهزن‌های جاده نشده باشد، حتماً تا الان گرگ‌های گرسنه حسابش را رسیده‌اند.»

کاروان برای نماز صبح ایستاد؛ همگی وضو گرفتند و نماز را به جماعت خواندند، بعد از اتمام نماز، ناگهان صدای ناله‌ای بلند شد، چشم‌ها به سوی صاحب ناله خیره گشت، همه تعجب کرده بودند! سید احمد!؟ آن هم در این موقع که کاروان چند کیلومتر از او دور شده بود! این غیر ممکن بود! اما واقعیت داشت!، همگی دور سید حلقه زدند و از او خواستند تا شرح ماجرا را بگوید. او آرام آرام شروع به سخن نمود:

 وقتی بارش برف، شدید شد من از قافله عقب ماندم. هر کاری می‌کردم که اسب را تند برانم نمی‌توانستم. لحظه به لحظه فاصله‌ی من با شما بیشتر می‌شد تا جایی که دیگر هیچ یک از شما را نمی‌دیدم. حیرت زده و درمانده شده بودم. وحشت سراسر وجودم را در بر گرفته بود. هیچ راهی برایم باقی نمانده بود. شروع کردم با خدا حرف زدن. به پیامبر متوسل شدم و گفتم: «آقا زائرت را نا امید مکن»، بعد یادم آمد که اگر گم شدگان می‌خواهند امام زمان را به یاری بخوانند، او را با لقب « ابا صالح » صدا بزنند. امام زمانم را صدا زدم. با او درد و دل کردم، با لقب ابا صالح اشک از گونه‌هایم جاری می‌شد. از جا برخاستم و کمی به جلو حرکت کردم. به اطراف نگاهی انداختم، ناگهان باغی در جلویم ظاهر شد. با خود گفتم: «شاید در این باغ باغبان یا سرایداری باشد تا بتوانم شب را در آن‌جا پناه ببرم» با خوشحالی وارد باغ شدم، مردی را دیدم که بیل در دست گرفته بود و آرام به شاخه‌های درخت می‌زد، چهره‌ی گشاده و چشمان نافذش اضطرابم را شست، آرامشی عجیب سراسر وجودم را در بر گرفت.

 سلام کرد. پرسید: «این جا چه می‌کنی؟»، بی اختیار به گریه افتادم: «می‌ترسیدم در این بیابان بلایی به سرم بیایید، تو را به خدا کمکم کنید.»، با اطمینان پاسخ داد: «این که چاره‌اش آسان است. نماز شب بخوان تا راه را پیدا کنی.» ابتدا فکر کردم شوخی می‌کند، اما جدّیت از کلام و صورتش می‌بارید. او طوری صحبت می‌کرد که جای چون و چرا باقی نمی‌گذاشت. سجده‌ی خود را پهن کردم و شروع به خواندن نماز شب کردم. اصلاً احساس غربت و تنهایی نمی‌کردم. احساس می‌کردم که در جایی بهتر از خانه‌ی خود قرار دارم.

وقتی نمازم به پایان رسید باغبان نزدیک آمد و آهسته گفت: «حالا جامعه بخوان»، شگفت زده پرسیدم: «جامعه!؟»، پاسخ داد: «زیارت جامعه، مگر نمی‌خواستی به دوستانت برسی؟»، پوزخندی زدم و گفتم: «زیارت جامعه چه ربطی به پیدا کردن قافله دارد؟ زیارت جامعه را باید کنار صحن و سرای امامان خواند!». به یاد فضای روحانی این زیارت افتادم، دلم هوای زیارت کرده بود اما فقط چند جمله‌ی اول آن را حفظ بودم. شروع به خواندن ابتدای زیارت کردم: « السّلام عَلَیْکُم یا اَهل البَیتِ النّبوه و موضع الرسالة...»، باغبان گفت: «علیک السلام».

زیارت را ادامه دادم: «السلام علی ائمه المهدی و مصابیح الدجی...»، دوباره باغبان جواب سلامم را داد. از کارش تعجب کرده بودم اما جای گفت و گویش نبود چرا که با گفتن هر جمله از زیارت جمله‌ی بعد به زبانم می‌آمد. زیارت جامعه با اشک و آه به پایان رسید. باغبان جلو آمد و گفت: «حالا عاشورا را بخوان که دیگر دارد کارت درست می‌شود». من زیارت عاشو را را حفظ نبودم. با خود گفتم: «حالا که توانستم زیارت جامعه را به این بلندی بخوانم شاید بتوانم زیارت عاشورا را هم بخوانم». رو به قبله ایستادم و شروع کردم: «السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک یا بن رسول الله...»، دوباره آن نیروی قبلی به سراغم آمده بود. با خواندن هر خط خط دیگر به یادم می‌آمد. هنگام خواندن این زیارت باغبان به شدت گریه می‌کرد و شانه‌هایش به شدت می‌لرزید.

زیارت عاشورا هم به پایان رسید. باغبان افسار الاغی را بر دست گرفت و جلو آمد. رو به من کرد و گفت: « بلند شو، می‌خواهم تو را به قافله‌ات برسانم». خنده‌ام گرفت و گفتم: «دو تایی با یک الاغ؟ حتماً خیلی هم زود می‌رسیم»، چاره‌ای نبود. سوار شدم. به سراغ اسب رفتیم. افسارش را کشیدم که به دنبال ما بیاید. اما اسب از جایش تکان نمی‌خورد. دوباره تلاش کردم، اما فایده‌ای نداشت. باغبان افسار اسب را از من گرفت. اسب بدون هیچ مقاومتی از جای خود حرکت کرد. به راه خود ادامه دادیم. باغبان پرسید: «چرا نماز شب را به فراموشی سپرده‌اید؟ چرا زیارت جامعه را نمی‌خوانید؟ چرا عاشورا را ترک کرده‌اید؟» من سخنی برای گفتن نداشتم و فقط گوش می‌دادم.

با خود می‌گفتم: «اهالی این منطقه ترکی صحبت می‌کنند و مذهب آن‌ها هم مسیحی است پس چگونه این مرد به خوبی فارسی حرف می‌زند و مذهبش هم با ما یکی است.»، حسابی گیج شده بودم. لحظاتی بعد باغبان به صدا در آمد: «این هم از دوستانت نگاه کن دارند نماز صبحشان را می‌خوانند»، خدای من! چه می‌دیدم، چگونه ممکن بود؟! ما که هنوز راهی نیامده بودیم! باور کردنی نبود اما چشم‌هایم درست می‌دید!.با خوشحالی از الاغ پایین پریدم. سوار اسب خودم شدم. لگدی به آن زدم تا به راه بیفتد. اما اسب از جایش تکان نمی‌خورد. باغبان جلو آمد و دستش را روی اسب گذاشت. اسب آرام به راه افتاد. در حین حرکت همه‌ی حوادث را در ذهنم مرور کردم. آن‌چه در باغ گذشته بود و آن‌چه بیرون باغ اتفاق افتاده بود، از ذهن گذراندم.

نه، چنین چیزی باور نکردنی است! غیر ممکن است! چرا من از آن همه نشانه به راحتی گذشتم؟ نکند او خودش باشد؟! قلبم به تپش افتاد. هیجان وجودم را فرا گرفته بود. بدنم می‌لرزید. ترسیدم برگردم و او را نبینم. افسار اسب را کشیدم و به عقب برگشتم اما از او خبری نبود. از اسب پایین پریدم به دنبالش به این سو آن سو دویدم اما اثری از او دیده نمی‌شد. خودش بود. می‌دانم خودش بود. من نادان بودم که او را نشناختم. حالا دیگر امام زمانم رفته بود.

 






تاریخ : جمعه 96/9/3 | 4:27 عصر | نویسنده : علی فاضلی | نظرات ()

آیا بیشتر یاران امام زمان (عج) ایرانی هستند؟ 

از آنجایی‌که یکی از اهداف قیام حضرت صاحب الزمان (عج) برپایی عدالت است، یاران امام بر حسب شایستگی گزینش می‌گردند نه برحسب قومیت، اما در روایات زیادی آمده است که بیشتر یاران امام زمان (عج) را ایرانیان تشکیل می‌دهند.

پس از ظهور امام زمان (عج)، گروهی از اصحاب که از افراد ممتاز و برجسته‌اند و گروهی از انصار که خود را به یاری امام زمان (عج) می‌رسانند به یاری امام عصر (عج) می‌شتابند. در روایاتی آمده است که یاران امام را از عجمان تشکیل می‌دهند. امیرالمؤمنین (ع) در این‌باره فرمود: «وزیران مهدی (عج) از عجم‌ هاست، در میان آن‌ها عربی نباشد، اما با عربی صحبت می‌کنند، درحالی‌ که آن‌ها خالص‌ترین وزرا و بافضیلت‌ترین وزیرانند.»، امام باقر (ع) نیز می‌فرمایند: «یاران حضرت قائم (عج) سیصد و سیزده نفرند و از فرزندان عجم می‌باشند.»

در روایتی از امیرالمؤمنین‌ علی (ع) از اهالی طالقان به عنوان یاران امام زمان (عج) یاد شده؛ امام علی (ع) فرمودند: «خوشا به حال طالقان! زیرا برای خداوند در آنجا گنج‌هایی ذخیره شده است که هرگز از جنس طلا و نقره نمی‌باشند، در آنجا مردانی هستند که خدا را به حق شناختند، و اینان یاران مهدی‌(عج) در آخر الزمان می‌باشند». در کتاب بحارالانوار نیز درباره مردم طالقان آمده است: «این گنج‌ها، دلاور مردانی اهل جنگ و جهاد هستند که شهادت در راه خدا را دوست می‌دارند و پیوسته ادّعا می‌کنند که خدا شهادت را روزی آنان قرار دهد، شعار خود را «یا لثارات الحسین» می‌دانند، خداوند به وسیله آنها امام حق را پیروز می‌گرداند».

هم‌چنین فضیل بن یسار به نقل از امام صادق (ع) اینگونه بیان کرده: «برای او گنجی است در طالقان،کم از طلا و نقره نیست و پرچمی است که از روزی که پیچیده شده گشوده نشده است و مردانی که گویی دل‌های آن‌ها قطعات آهن است، در ذات خدا شکی به آن راه پیدا نمی‌کند، سخت‌تر از سنگ می‌باشند. اگر به کوه‌ها حمله برند، از جا می‌کنند. با پرچم‌هایشان به شهری نمی‌تازند مگر این‌که آن را ویران سازند، مانند این است به اسبان عقاب‌های مرگ سوارند، زین اسب امام را دست می‌مالند و با این کار طلب برکت می‌نمایند. اطراف او را می‌گیرند و با جان خود او را در جنگ‌ها از گزند نگه می‌دارند و هرچه بخواهد کفایت می‌کنند. شب‌ها نمی‌خوابند، در نمازشان برای آن‌ها زمزمه‌ای است مانند زمزم? زنبور عسل، شب‌زنده‌دارانند و بامدادان سوار بر اسبان خود (آماد? کارزار) راهبان شب و شیران روز هستند. آنان در اطاعت مولایشان فرمانبردارتر از کنیزان نسبت به مولای خود هستند، مانند چراغ‌های روشنایی‌بخش و دل‌هایشان مانند قندیل‌های پرتوافکن می‌باشد.آن‌ها از ترس خدا هراسانند و خواستار شهادت هستند. آرزویشان کشته‌شدن در راه خداست.شعارشان «یالثارات الحسین» است. هرگاه راه روند، رعب و ترس یک ماه جلوتر از آن‌ها حرکت می‌کند. به‌سوی مولا با متانت می‌روند. خداوند به‌وسیل? آن‌ها امام حق را یاری می‌نماید.»

در بسیاری دیگر از روایات، به اهالی خراسان اشاره شده است که به حمایت از حضرت مهدی (عج) به پا می‌خیزند. رسول خدا (ص) در این‌باره فرموده است: «هنگامی که مشاهده کردید پرچم‌های سیاه از سوی خراسان میآیند، با هر وسیله ممکن به سوی آن‌ها بشتابید؛ هر چند مجبور باشید برای این کار روی برف و یخ سینه‌ خیز بروید؛ چرا که خلیفة الله مهدی (عج) میان آن پرچم‌ها حضور دارد. و امام امام باقر (ع) نیز می‌فرمایند: «نیروهایی با پرچم های سیاه (که از خراسان قیام کرده اند) در کوفه فرود می‌آیند و هنگامی که حضرت مهدی (عج) در شهر مکه ظهور می‌کند، با آن حضرت (ع) بیعت می‌کنند.» هر چند که عنوان خراسان تا آن طرف بلخ و بخارا را شامل می‌شود؛ لذا درباره این‌که خراسانی از کدام قسمت خراسان خروج میکند، در روایات به محل خاصی اشاره نشده است.

شهر قم نیز به عنوان محل خروج برخی از امام زمان (عج) ذکر شده است. عفّان بصری نقل می‌کند که امام صادق(ع) از وی اینگونه پرسیده است: «آیا می‌دانی چرا این شهر را قم نامیده شد؟!» گفتم: «خدا و رسولش و شما می‌دانید.» فرمود: «قم نامیده شد؛چون اهلش با قائم آل محمّد (عج) جمع می‌شوند و با او قیام می‌کنند و با او از خود استقامت به خرج می‌دهند و به امام کمک می‌کنند.» هم چنین از امام صادق‌(ع) سؤال شد: «منظور از آیه «بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شدیدٍ» چه کسانی هستند؟» آن حضرت فرمود: «هم واللَّه أهل قم، هم واللَّه أهل قم. هم واللَّه أهل قم».

منابع:

1- بحارالانوار، جلد 52

2- سیمای جهان در عصر امام زمان (عج)

3- مجله انتظار موعود، شماره 29

4- بامداد بشریت، صفحه 54

5- عصر ظهور صفحه






تاریخ : جمعه 96/7/28 | 3:12 عصر | نویسنده : علی فاضلی | نظرات ()

 

تاخیر در نماز اول وقت چه آثار و پیامدهای سوئی برای ما دارد؟

 

تأخیر نماز از اول وقت آن،بدون عذر، موجب محروم ماندن انسان از فیوضات و پاداش‏ هاى آن و عدم استفاده از برکات و آثار نماز اول وقت و تضییع و سبک شمردن نماز است.

بعضی از آثار سوء تاخیر عمدی از نماز اول وقت بدین شرح می باشد.

1 - دوری از رحمت الهی

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خصوص کسی که نماز اول وقت خود را به تاخیر می اندازد فرموده اند:« مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْعِشَاءَ إِلَى أَنْ تَشْتَبِکَ النُّجُومُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْغَدَاةَ إِلَى أَنْ تَنْفَضَّ النُّجُومُ وَ دَخَلَ الدَّار»؛« از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسى که تأخیر در نماز عشاء نماید تا آن که ستارگان ظاهر شود و از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسی که نماز صبح را چندان تاخیر بیندازد تا ستاره ها ناپدید شوند.»

2 - موجب خشم خداوند

رسول خدا - صلی الله علیه وآله به حضرت علی علیه السلام وصیت نمودند:« یا علی ! وَ تُقِیمَ الصَّلَاةَ بِوُضُوءٍ سَابِغٍ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ لَا تُؤَخِّرَهَا فَإِنَّ فِی تَأْخِیرِهَا مِنْ‏ غَیْرِ عِلَّةٍ غَضَبَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»[1]؛« یا علی، با وضوی کامل در اول وقت، نماز اقامه کن، و نماز را از اول وقتش به تاخیر نینداز، چون تاخیر نماز بدون علت و عذر خداوند قهار را به خشم خواهد آورد.»

3 - نماز او را نفرین می کند

امام باقر ( علیه السلام ) فرموده است:« هرگاه نماز در اول وقت بالا برود، سفید و درخشان به سوی صاحبش باز می گردد و به او خطاب می کند: از من مواظبت نمودی خدا تو را حفظ کند، و هرگاه در غیر وقت خود و بدون شرایط بالا برود، سیاه و تاریک به سوی صاحبش باز می گردد و به او می گوید مرا تباه ساختی، خدا تو را نابود کند.»[2]

4 - دوری از شفاعت پیامبر

پیامبر خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرموده اند:« لَا یَنَالُ شَفَاعَتِی غَداً مَنْ أَخَّرَ الصَّلَاةَ الْمَفْرُوضَةَ بَعْدَ وَقْتِهَا»[3]؛« شفاعت من در قیامت شامل کسی که نمازهای واجبش را در وقت آن نخواند نمی شود.»

5 - فقیران بهشت

شخصی به نام ابو سلام عبدی می گوید: خدمت امام صادق ( علیه السلام ) رسیدم و عرض کردم: چه می فرمایید درباره کسی که نماز عصرش را عمدا تاخیر اندازد؟ حضرت فرمودند: روز قیامت بی کس و تنها ( و فقیر ) و بدون ثروت محشور می گردد. عرض کردم: اگر چه از بهشتیان باشد؟ فرمود: اگر چه از اهل بهشت باشد. پرسیدم: منزل و جایگاهش در بهشت در کجاست؟ فرمود: یکه و تنها، بی زن و فرزند و مال و منال در بهشت سرگردان است و اهل بهشت به او چیزی می دهند.[4]

6 - عدم قبولی نماز

از دیگر پیامدهای منفی تاخیر در نماز اول وقت عدم قبولی نماز است که امام صادق علیه السلام در این باره فرموده اند:« مَنْ صَلَّى فِی غَیْرِ وَقْتٍ فَلَا صَلَاةَ لَهُ»[5]؛« کسی که نماز در غیر وقت بخواند، مثل این که نماز نخوانده است.(به این معنا که چنین نمازی نمی تواند وی را به آثار و برکات و پاداش های عظیم نماز نائل گرداند هر چند با خواندن این نماز از او رفع تکلیف شده و عذاب نمی شود. )

7 - عدم استجابت دعا

در روایتى که از امام زین العابدین- علیه السّلام- در تشریح آثار گناهان تاخیر در نماز را به عنوان یکی از عوامل عدم استجابت دعا بر شمرده و فرموده اند:«و الذّنوب الّتى تردّ الدّعاء: سوء النّیّة، و خبث السّریرة، و النّفاق مع الاخوان، و ترک التّصدیق بالاجابة، و تأخیر الصّلوات المفروضة حتّى تذهب اوقاته»[6]؛««و گناهانى که موجب برگشتن دعا مى‏ شوند عبارتند از: نیّت بد داشتن، در باطن، پلید بودن، با برادران دین، دورویى و نفاق نمودن، برادران دینى را با ترک اجابت، تصدیق نکردن. و نمازهاى واجب را به تأخیر انداختن تا وقتشان بگذرد.»

پی نوشت :

[1] - بحار الأنوار، ج‏2، ص 154

[2] - وسائل‏ الشیعة ج4، ص 108

[3] - أمالی الصدوق، ص 399

[4] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص231

[5] - الکافی، ج 3، ص 285

[6] - بحار الأنوار، ج‏70، ص






تاریخ : دوشنبه 96/5/30 | 5:41 عصر | نویسنده : علی فاضلی | نظرات ()

گناهی که با وساطت پیامبر (ص) هم بخشیده نمی‌شود

- خداوند می‌فرماید که: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» نساء/80 هر کس مطیع رسول باشد. مطیع خداست. فرمان پیغمبر، همان فرمان خداست.

- بسیاری از چیزها را ما باید اطاعت کنیم گرچه در قرآن نباشد. نماز در قرآن هست. امّا نماز صبح دو رکعت است، دو رکعتیش در قرآن نیست. «أَقیمُوا الصَّلاةَ» بقره/43 است. «وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتیقِ» حج/29 طواف هست، که حاجی در مکّه دور کعبه طواف کند، امّا هفت بار، هفت بارش در قرآن نیست. صدها قانون ما داریم که در قرآن نیست، امّا پیغمبر فرموده است. و لذا می‌فرماید: سخن پیغمبر هم، سخن خداست.

- وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ یُرْضُوهُ» توبه/62 یعنی رضایت خدا، رضایت همه است. خداو پیغمبر، اگر شما می‌خواهید مردم را راضی کنید، نمی‌خواهد مردم را راضی کنید. خدا و پیغمبر را راضی کنید. در جای دیگه داریم که، «أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ» توبه/74 باز در اینجا رسول در کنار خداوند است.

- «وَ سَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ» توبه/94 شما که گناه می‌کنید، خدا شما را می‌بیند، عمل شما را خداوند می‌بیند، رسول خدا هم عمل شما را می‌بیند.

- «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» نساء/59 معنای توحید این نیست که کسی را کنار خدا نگذاریم. معنای توحید، این است که، سرچشمه همه چیز را خدا بدانیم. یعنی اگر هم می‌گوییم فاطمه، حسن و حسین، قدرت آمنا و عزّت آنها، از خداوند است، سرچشمه خیرات خداوند است.

- قرآن راجع به سوز پیغمبر می‌گوید: «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ» توبه/128 پیغمبر از شماست، از خودتان است. می‌سوزد برای شما، یعنی غصه خور شماست، غمخوار شماست. بی تفاوت نیست.

- امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: وقتی مردم ندارند، ما هم باید همرنگ آنها باشیم. «عَزیزٌ عَلَیْهِ» می‌سوزد برای شما، «حَریصٌ عَلَیْکُمْ» نسبت به شما حرص دارد، که شما را هدایت کند «بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ» رئوف و رحیم از القاب خداست. ولی خدا به پیغمبر می‌گوید: خداوند رئوف، رحیم است. بعد می‌گوید: پیغمبر رئوف و رحیم است.

- خداوند در قرآن می‌گوید: همه گناهان را می‌بخشم، امّا یک گناهی داریم که اگر پیغمبر هم هفتاد مرتبه بگوید؛ ببخش، من گوش به حرف پیغمبر هم نمی‌دهم. «إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعینَ مَرَّةً» توبه/80 هفتاد بار هم توی رسول الله، دعا کنی، من نمی‌بخشم اینها را. می‌گوید کی است؟ می‌گوید: اینها کسانی هستند که نیش می‌زنند. مسخره می‌کنند. مسخره گناهش، از خیلی گناه‌ها بیشتر است. تنها گناهی را که خدا در قرآن به پیغمبرش می‌گوید: خودت را معطل نکن. هفتاد بار هم عذرخواهی کنی، نمی‌بخشم، تمسخر مؤمنان است.

 - امام صادق علیه السلام در شب جمعه‌ای به دنیا آمد، سال 82 هجری، که 17 ربیع بود. سیزده سال پدربزرگ را درک کرد، امام زین العابدین. باقی آن هم مربیش، امام باقر علیه السلام بود. و سی و چهار سال هم امام بود. امام صادق کسی بود که منصور دوانقی، که دشمن سرسخت ایشان بود. می‌گفت: امام صادق، مصداق این آیه هست «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا» فاطر/32 قرآن می‌گوید: ما علوم خودمان را به افراد منتخب می‌دهیم. قرآن آیه‌اش اینست «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ» یعنی کتاب را بعنوان ارث می‌گذاریم.

- بن ابل اَوجا، یکی از مخالفین می‌گوید: «ماهذا بالبشر» این امام صادق بشر نیست. فوق بشر است. حافظ ابو حاتم می‌گوید: امام صادق «لایئسل عن مثله» مثل امام صادق را شما، از آن سؤال نکن... هیچکس در تاریخ، عیبی از امام صادق، در هیچ تاریخی نقل نکرده است.

- امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسی مؤمنی را خوار کند، مرا خوار کرده است. یکروز، یک کسی آمد پهلوش، گفت: شما خیلی من را تحقیر می‌کنی. گفت: آقا، خواهش می‌کنم. شما امام من هستی. فرمود: من امام تو هستم، امّا فرق نمی‌کند. تو یاران ما را که تحقیر می‌کنی، ما را تحقیر می‌کنی.






تاریخ : جمعه 96/4/30 | 7:1 عصر | نویسنده : علی فاضلی | نظرات ()

به مناسبت روز اول امامت امام زمان (عج)؛

دعای امام زمان (عج)برای شیعیانش چیست؟

امامی که همواره قلبش برای شیعیانش می تپد و برای پیروان اهل بیت(ع) از خدا خیر و خوبی خواستار است

پروردگارا! شیعیان ما از شعاع انوار ما و باقی مانده طینت ما آفریده شده اند؛ و آن ها براساس تکیه بر محبت و ولایتِ ما، [پنداشته اند که صرف محبت کافی است.] گناهانی را انجام داده اند.

اگر گناهان آن ها، بین تو و آن ها مانع ایجاد کرده، از آنان درگذر.ما از ایشان خشنود شده ایم و خطاهایی را که بین خودشان مرتکب شده اند برایشان ببخشای و...

و آنان را در بهشت وارد ساز و از دوزخ دورگردان و آنها را شامل غضبی که بر دشمنان مان روا می داری قرار نده.

 

بحار الأنوار (ط-بیروت)، ج53، ص302

 






تاریخ : جمعه 95/9/19 | 3:26 عصر | نویسنده : علی فاضلی | نظرات ()
   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • ریحان باکس
  • 

    مقتدر مظلوم :: نوای وبلاگ

    کد مداحی آنلاین برای وبگاه
    
    نجوم | آپلود
    کبوتران زمینی | گالری عکس
    بازی آنلاین | قیمت طلا
    کد لحظه شمار غیبت امام زمان برای وبلاگهای مهدویت